تعطیلات را چگونه میگذرانیم؟؟؟
به نام خدا...
بردیای عزیز تر از جونم...
اول و مهمتر از همه... باید بگم که به امید خدا داری صاحب یک دختر دایی یا پسر دایی خوشگل و مامانی میشی... امیدوارم هم بازی های خوبی برای هم باشید...
فرشته ی کوچولوی دوست داشتنی... دخملی یا پسملی! هر چی که هستی ندیده عاشقت شدیم... بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهتیم...
به جمع نوه های مامان بزرگ و حاجی بابا خوش اومدی...




























دوم:
یه سفر چند روزه به خطه ی سرسبز و صد البته شلوغ پلوغ شمال داشتیم...
مطمئنا بهت خیلی خوش گذشت... بر خلاف چند ماه پیش اصلا از دریا نترسیدی با لذت و کیف تمام توی ساحل سرد بازی کردی... و البته از دیا دل نمیکندی و مشکلات بعدی!!!!!
از همه ی همسفرانمون نهایت تشکر رو دارم که خیلی هوای تو رو داشتن و به هر ساز جنابعالی میرقصیدن...
اینم گزارش تصویری:
آخه این ژستت و کجای دلم بذارم مادرررررررر... خیلی سعی کردم که قورتت ندم... به محض اینکه بهت میگفتن بردیا ازت عکس بگیریم؟ بدو بدو خودتو میچسبوندی به یه ماشین و منتظر عکس گرفتن بودی... خودت دیگه داری استاد عکاسی میشی جان مادررررر

صبح و شب توی ساحل... بازی بازی بازی.... بدون خستگی


سیر نشدی از تماشای آتیشششششش... از پرتاب چوب توی آتیش.... از تماشای حشرات روی درختها... از پیدا کردن چوب های کوچیک و فرو کردن !!!! بله... فرو کردن توی بدن همسفر های محترم!!! خوشحالم که بهت اجازه دادم هر طور که میخوای بازی کنی... ده بار زمین بخوری و کثیف و خیس بشی...
اینجا: جنگلهای بکر 3000...

عکس بالا از: سارا محمدی 15 ساله ... سارا جون الوعده وفا

.................................................................................................................................
سوم:
تا دو روز دیگه مامان بزرگ و عمه ها و پارسا جون از سفر حج بر میگردن... دلمون خیلی براشون تنگ شده... تو هم حسابی دلتنگی میکنی و مدام تو پله ها صداشون میزنی... هر جا که هستن سلامت باشن...
..............................................................................................................................
چهارم:
با 5 روز تاخیر 22 ماهگیت مبارک نفسم...
تصور اینکه چیزی تا تولد دو سالگیت نمونده... هم خیلی لذت بخشه... هم یه جورایی دلم میخواد این روزا ی خوب و شیرین بچگیت انقدر به سرعت نگذرن... کمی آهسته تر لطفا... سیر نمیشم .... خدا جون چطوری میشه تک تک این لحظات و ثبت کرد؟؟؟ با کدوم دوربین؟ با کدوم ذهن و حافظه؟
ولی همیشه امید دارم به روزهای خوب آینده... به امید خدا
.............................................................................................................................
امروز سالگرد جوونه زدن اولین مروارید خوشگلت هم هست... مبارکه...


تعطیلات را چگونه میگذرانیم؟؟؟
